من کيستـــــــــــــــــم + پست ثابت

من رعنـــــــا دختــــــــری ايرانــــــی هستــــــــــمـ

دختــــــــری از تبار پاييــــــــــــــــــز

با احساســـــــــاتی پاييــــــزی

چشمانـــــــــمـ ماننـــــــد پاييـــــــز مدام ابـــــــری و بارانيستـــــــــــ

دل من پاييــــــــزی مانند برگــــــــ های پاييـــــــــزی زود می شکند

آری من دخــــــــــتر پاييـزمـ

من يکــــــــ مهری هستــــــــــــــــــمـ

احساساتـــــــــــــی ومغـــــــــــرور

و البتـــــه مهربان ماننــــــــــــــــــــــــد بارانــــــــ پاييــــــــــزی

من تنهـــــــــــا هستـــــــــــــــمـ

من يکــــــــــــ مهری هستــــــمـ

بلنــــــــد پروار با آرزوی هايي مانــــند رنگيــــــــن کمانــــــــــــــ

من دوستتـــــــــــ دارم

همين که تو  ميدانــــــــــی دوستتـــــــــــ دارم کافی استـــــــــ بگذار خفه کند خودش را دنيا

ولی آيا تو واقعـــــــــــــــا می دانــــــــی؟...

بعيــــــــد می دانـــــــــمـ

من يکـــ مهر ماهی هستـــــــــــــمـ

به دوستــــــی و صميميتــــــــــ اعتقاد دارم

من يک مهر ماهـــــــــــی هستــــمـ

دلمـ زود می شکــــــــــند بدان...

من دختری پاييــــــــــــــــــزی هستـمـ

آرامش و صلـــــــح را می پرستـــمـ

از جنگــــــــ و جدل و دعوا بيزارمـ

من دختـــــــری پاييـــــــــزی هسـتـــــــــــمـ

زخــــــم زبان می زنــــــــــمـ ولی دروغ نمی گويــــــــــــمـ

لــوس،عاشـــق،مهـــربان،امـيدوار

اين خصوصياتــــــ مهری هاستــــــــــــــ

من دختـــــــــری پاييــــــــزی هستــــــــم

دوستانـــــــــم تمامـ دارايي من هستنـــــــــــــــد

آنها را عاشقانــــــــــه دوستــــــ دارمـ

مخصوصا نگيـــــــــــــــــــــــــن را

من دختری پاييـــــــــزی هستمـ

دختری از تبـــــــار مهـر

رنگـــــــــ عوض نمی کنمـ من مهری می مانـــــــم با تمامـ وجودم

بدان من همينـــــــــــــــم

يکــــــــــ پاييزی يکــــــــ مهری

با تمامـ وجود


لعنت به تو لعنت به من

لعنتـ بهـ منی کهـ تو رو دوستـ دارمـ

لعنتـ بهـ توی عوضیـ کثافتـ

چرا منو اذيتـ می کنی؟

از همهـ چیـ تو متنفرمـ

اسمتـ خندهـ اتـ گریهـ اتـ راهـ رفتنتـ همهـ چیتـ

والیبالـی ها

عکسـ واليبـــــــــــالی

ادامـهـ

رمز دارهـ




ادامه نوشته

خـ ـ ن ـد ـهـ

تـو بـ ـه افتـ ـادنـ  مـنـ

در خيـ ـابانـ خنديدـی

و مـنـ همهـ حـ ـواسـ ـمـ بهـ اينـ بود

کهـ مردمـ شهـ ـر عاشـ ـق خندهـ اتـ نشونـد

نِـمِـ ـيشـهـ

گـآهـ ـی نمـیـشـهـ ،

دَسـتـ اَز دوسـتـ داشـتـنِ یـکـ ـی بَـرداشـتـ !!

حـتـ ـی وقـتـ ـی اَزش دِلـخـُورـی ..


چراغ خیابون

دور می ايستمـ

اگر بخواهـی

همچـو آخرينـ چراغـ خيابانـ

امـا روشنـ برای تـو

ذلتنگی

دلتنــــــــــگی مرض عجيبــی استـ

آرامـ آرامـ آدمـ را نا آرامـ می کنـد

افسوس

 

بهـ پشتـ سر نگاهـ می کنـمـ

شايد هنوز کسی مرا دوستـ داشتهـ باَشـد

اما افسوســ

همهـ کاسهـ آبـ بهـ دستـ منتظر رفتنـ مـنـ

هستنـد

آهای مـردمـ

آهـای مـردمـ

بـدونـيـد جـوابـ دوستتـ دارمـ "مـرسـی"نـيـسـتـ

تو

کاش تو رو داشتـــــمـ

به چشمانتـــــ نگاه می کردمـ

آرزو ها را می ديدمـ

زندگی را حس می کردم

بهانــــه هايم تمامـ می شد

کاش تو را داشـــتمـ

ديگر بريده امـ

صبرم لبــريز شده بس نيستـــــ ديگر؟؟؟؟!!!...

برگرد

بـرگـرد

چـون نـگـذاشـتـمـ روی صـنـدلـی

تـو هـيـچ کـس بـنـشـيـنـد

حـتـی غـبـار

ماهيـ ـگـ ــ ـيــر

ماهيگـــــ ـ ـــير دلش سوختــــ ـــ ـ

اين بار ديـ ــگـ ـر ماهـ ـی از تنهـ ــايي قلابـ ــ را رهـ ــ ـا نمی کـ ــ ـرد

خورشـــــــيد




بهـ اندازهـ یـ تابشـ خورشيد دوستتــ دارمـ
بهـ اندازهـ یـ خورشيـد

همین فقط همین

دلـــــم یکـــــ کــوچـــهـ میخـــــواهَــــد

بـــے بــــن بَستــــــ . . .

و بــــارانـــے نَــــم نَــــم . . .
و یکـــــ خـــــدا ،
کـــهـ کَــمـــے بــــا ـهَــــم راه بــــرَویـــــم

هَـمـیـــن

دلبستـ ـــ ـگی

دلمـ را بهـ رویـ آدمـ و عالمـ بستهـ امـ

مگر دلبستگیـ همينـ نيستـ؟

آدمایـ تنهـا آدمایـ سختگيریـ نيستنـنـ

فقطــ آدمـ سختـ گیر میـ آورنــد

لعنت

لعنتــــــــــــ به همهـ ی قانونــــــــای دنيـــــــــا که تو هيچ کدومشونـــــــــ شکستنـــــــ دلــ يهـ

آدمـ پيگرد قانونـــــــی ندارد

باور کن

گاه هیچ کس را نداشته باشی بهتر است!!

باور کن

بعضی ها

تنهاترت می کنن

شده ام معادله ای چند مجهولی
این روزها هیچکس از هیچ راهی مرا نمی فهمد



قتی می گویم دیگر سراغم نیا؛ فکر نکن که فراموشت کردم یا دیگر دوستت ندارم.
نــــــــه
من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند



کهنه فروش تو کوچمون داد میزد:
“چراغ کهنه میخریم…. وسایل شکسته میخریم”
بی اختیار داد کشیدم کهنه فروش قلب شکسته میخری؟
با یه لبخند تلخ گفت:
اگه ارزش داشت که نمیشکست



از " نبودنـــــت " دلـــگیر نیستم

از اینکه روزگاری

"همه ی دنیایم بـــــــودی"

دلگـیــــــــرم


چقدر سخته
که جلو چشمت با دیگران خوش بگذرونه و با این که احساس میکنی ازش متنفری
باز روزی هزار بار بگی دردش رو سرت


یه “دوستت دارم”هایی هم هست
میدونی دروغه ها

ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه


کاش

 کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون، به جای اینکه بپرسه “چته؟ چی شده؟ ”؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن”...

؟

هر گاه يادتـــــــ می کنــــــ ـــ ـ ـم "باران" می آيــ ـــ ـد

نمی دانـ ـ ـستم لمس خيالتـــــ هم "وضو" می خواهــــــ ـ ـــد

+++++

يه فرورديني نه تکرار ميشه نه تکراري 
يه قلب پر از احساس، يه ارديبهشتي
هيچ وقت نميشه يه خرداد ماهيو دور زد پس سعي نکن
تیر ماهی ها مثل تیر تیزن جرات کردی زیر آبی برو
مردادیا مردی هستن واسه خودشون اما نامرد هم دارن حواست باشه
شهريور شش حرفه ولي شهريوري دوستت داشته باشه خيلي حرفه
خونه اي که مهرماهي نداشته باشه خونه نيست جهنمه
آبانيا از. برعکسشون معلومه ديگه نابا D: 

جنگل به سلطانش مينازه، ثبت احوال به آذر ماهياش
دي ماهيا آرزو نميکنن، آرزو ميسازن :))
بهمني ها هميشه تابلو ان چون هم شيکن هم خاص
بودن با يه اسفندي لياقت ميخاد که هرکسي نداره

دروغ دلتنگـــــــ ـــ ـی

وقتی ميگی :
ديگه برای هميشه فراموشش کردم
و هيچ احتياجی بهش ندارم
و تموم بد و بيراهای دنیا رو نصيبش میکنی
دقيقا همون زمانيه که
بيشتراز هميشه دلت براش تنگ شده …

مگه نه؟!....

تو بگــــــــو...!

خيلی سختـــــــــــ ـــ ـه

خیلی سخته دلت بودنش رو بخواد

                                       ولی

                                          مجبور باشی به نبودش عادت کنی ...


نمی دانـــــــــــی

نمی دانــــــــــــی چه دردی دارد که حالــــــــــــــــــمـ

در واژه هـــــــا نمی گنـــــــــــــجد

آخرىن حرفمـ با تو که برام بهترىن بودی

 

دلمـ شده دفترجـــ ــــــ ــه خاطراتـــــــــــــــــــ

هر کی مياد يه چيزی توش می نويســـــــــه

آخرش يه امضا ميزنه و ميگه خداحافــ ــــ ـــ  ـــــظ

بابا چی شد...

من که ثانيه ها رو می شمردم واسه ديدنتـــــ

شدم دفترچه خاظراتتــــــ ـ ـــــــ

تو که منو دوست خودت می دونستی

پس چی شد؟

ها چی شد ؟!

خيلی گريــــــــه کردم ولی تو براتــــــ مهمـ نبود

برای تو گريــــه نکردم

برای خودم و تنهاييــــــمـ گريه کردم و گريه کردم

روزگار بدجور آدمو اذيت می کنه

من خيلی زود باورم

تو و دوستــــ ـــــ ــت رفتين و منو تنهــــ ـــ ــا گذاشتين

بين من و ف رو هم خرابــــــــ کردين

ف بهم گفت: لياقت نداری اون دوتا پست رو به من ترجيـــــــح دادی

اميدوارم بتونـــــــمـ دوباره با ف حرفـــــ بزنمـ

و گرنه نمی بخشمتـــــــــــــــ

هيچ وقتـــــــــ

زمين گرده "ن" نترس يه روزی نوبت عذابـــــــ کشيدن تو همـ ميشه

يه روزی که.........

اميدوارم هيچ وقتـــــــ حال الان منو نداشته باشی "ن"

وقتی می خوای ازته دل گريه کنـــــــــی

بايد نقابـــــــ خنده بزنی

و خنده ای براتــــــ نباشـــه

نمی دونمـ چرا....

قصدتون اين بود که من تنها باشمـ؟...

خيالتونـــــــ راحـتـــــــ شد ؟

الان من تنهاي تنهامـ

دارم با گريه و اشکـــــــ ريختن اينا رو می نويسم

با گريـــــ ــــ ــــه برای خودم..

برای تـــــــــو...

برای همــــــــــ ــ ــــــــ ـه

 

11

حالا که رفته ای ...

ساعت ها به این می اندیشم که چرا هنوز زنده ام...

مگر نگفته بودم بی تو می میرم...

خدا یادش رفته است مرا بکشد یا تو بر می گردی؟؟؟

9

 

تــــو برامـ نمونـــ ــــــ ــدی

"ف" رو همـ ازمـ دور کردی

همه رو ازمـ دور کـردی

و خودتـــ ـــ ــ ــمـ زدی زير حرفاتــــــــ

"ن"عزيزمـ چرا واقعــــــا دلمـو شکستـ ــــ ـی؟...

10

دلــــمـ برايتــــــ تنگـــــــ استــــــــــ

دلـمـ دل تنگـــــــ خنده استــــــــ

چند وقتــــــــ استـــــــ نخنديده امـ

هيچ وقتـــــــ نديدمتــــــــ

جون دوري از مــــــن

دلـمـ برای کســـــــی دل تنگـــــ استـــــــ که

مرا نمی شنـــــــــاسد

خـــنده دار استــــــــ نه؟

9

وای الان چه قدر بهتـــــــــرم

چون هستی همکلاسی

چه قدر دوستت دارم

باور کن


10

تو فقطـ اومدی واسـهـ اذيتـ کردنـ منــ

واسه عذابـ دادنـ منـ

واسهـ يادگاری نوشتـنـ رو قلبمـ

واسهـ شکستنـ قلبمـ

واسهـ تنهـا گذاشتنمـ

واسه همهـ چی

اينـ بود معنی رفاقتـ رفيق؟!..